Image and video hosting by TinyPic

امروز 1/1/1389 است اما افسوس و هزاران افسوس......

امروز روزی است که میلیو نها نفر ایرانی این سرزمین آریائی چه زبانی چه بصورت دست خط و چه بصورت پیام کوتاه و اینترنتی بهمدیگر تبریک و شادباش گفته و آرزوی سلامتی برای همدیگر می کنند.....

روزیست که خیلی ها بهمدیگر عیدی می دهند،

روزیست که همه لبخند بهمدیگر تقدیم می کنند،

روزیست که حداقل، کینه ها بدور ریخته می شود،

روزیست که عرض ارادت ها و سلام ها تقریبا شکل واقعی بخود می گیرد،

روزیست که تعداد جمله "آرزوی سلامتی و موفقیت و داشتن سالی خوب " بیشتر از کل سال در زبان آدم ها جاری میشود،

روزیست که تعداد بوسه ها، توی روی هم بوسیدنها بیشتر از تعداد آدمها میشود،

روزیست که دوستی ها و آشتی کردنها و باهم بودنها به اوج خود میرسد،

روزیست که اخم کردنها عصبانی شدنها و قهر کردنها به حداقل خود میرسد،

روزیست که دلها بهمدیگر نزدیک شده و دلها معنای واقعی خود راپیدا میکنند،

و روزی است که من و تو "ما" می شویم.....

 اما اقسوس و هزاران افسوس ...... که همه اینها دیری نمی پاید و عمر گل را دارد و زود رخت می بندد و از یاد ما فراموش می شود و تا سال دیگر همه این خوبی ها ازما خدا حافظی می کند......کاش می شد عمر این خوبی ها بیشتر بود حداقل تا نصف سال عمر داشت و اگر رو به کاستی داشت در سال نو به تجدید آن می شتافتیم ....

بیائیم سعی کنیم همیشه من و تو "ما" شویم و برای "ما" ماندن تلاش کرده تا خوبی هایمان عمر گل نداشته باشد.      رضا 

(مطلب بعدی را بعد از ١۶ فروردین خواهم نوشت)                    

+ آنسوی مه در مالزی ; ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()   

لحظات آخر سال 1388

لحظاتی بیشتر به پایان سال 1388 نمانده است 29 اسفند مصادف با 20 مارس 2010 توی مالزی هستم ثانیه ها هم عجله دارند تا به تحویل سال برسد.

توئی که چشمان قشنگت روی جاده جملات من می لغزد تا کلمه ها را یکی پس از دیگری رد کرده و به پیام من برسد رسیدن این سال را صرقا برای شروع عمری دوباره همراه با عزت و پیروزی  شادباش و تبریک گفته و برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که خطاهایمان را حتی در شب تاریک ببیند تا روز روشن با چشمان بسته دستان همدیگر را گرفته و بسوی کمالات والای انسانی به پرواز در آئیم.

دوستتان دارم هم تو را و هم او را و هم انسان را

 

+ آنسوی مه در مالزی ; ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

استوای گرم تنت

در استوای گرم تنت آب می شوم         وقتی که راهی سفر خواب می شوم

امشب دوباره آینه می شوی من هم     نوری که می آیم و بازتاب می شوم

گفتم بهار آمده این بار سبز - که نه -     طرحی شبیه یک گل مرداب می شوم

من توبه میکنم و روزی هزار بار             قربانیم نمی کنی و بی تاب می شوم

من بی قرار آمدنت می شوم ببین       چیزی شبیه قطره ی سیماب می شوم

خورشید قصه ی تبخیر من تویی         حالا اسیر پنجه ی آفتاب می شوم

-------

آری بهار رسید و بی تو من دیگر        بار در سال نو اسیر گرداب می شوم 

گفتم بمانم به فکر آمدنت تا بهار         آمدبهارلکن نیامدی و مرداب می شوم 

+ آنسوی مه در مالزی ; ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

دور شدن از اصل خور را دوست دارم

یک عمر پیچیده زیستم  ... پیچیده اندیشیدم .... پیچیده حرف زدم و پیچیده نگریستم به هرآنچه با اطراف پیچیده خودم بود .......این پیچیدگی خود و دیگران چنان مرا آشفت که مرا  وادار به خارج شدن از دنیای اصلی خودم کرد.....

مدتی است از خودم دور افتاده ام  و در این مدت کوتاه دیدم که زندگی چقدر آسان است زیستن، دیدن، فهمیدن، اندیشیدن و بودن ..... در محیطی بدون پیچیدگی.....

دیدم که :

زندگی  به آسانی خط زدن مشق های شب است توسط آموزگار

زندگی  به آسانی آب خوردن از لب چشمه است بدون گزند

زندگی  به آسانی دیدن تابوت است

زندگی به آسانی تف کردن در ساحل زندگی است ....

    اما برای من که عمری پیچیده زیسته ام در محیطی پیچیده بوده ام غیر از آن زندگی  آسان نیست چون اصل من این نیست از اصل خود دور افتاده ام.

        ولی باز این دور شدن از اصل خود را دوست دارم ....

+ آنسوی مه در مالزی ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

گام هال بلند تو

صدای گام های بلند و پر آوازه تو همانند هر سال به گوش می رسد. فصلی که در جریده عمرمان چکش وار بر فرق زمان مان می کوبد تا سال به سال شاهد لهیده شدن تندیس وجودمان شویم و اما ما غافل از آن برای فرا رسیدن تو شادی میکنیم .....

 تهنیت سال  نو یا تبریک سال نو ؟!

 

+ آنسوی مه در مالزی ; ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۱ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

بیست میلیون روبات در مالزی

باید یک مدتی توی مالزی زندگی کنید تا مفهوم گفته های بنده را متوجه بشوید.

20 میلیون نفر عین روبات دارند زندگی می کنند. آدمهای این سرزمین آرام و بی تنش چنان هستند که به چیزی غیر از روبات من نتوانستم تشبیه شان کنم.

هر کاریکه به آنها سپرده شده است عین آن را مو به مو انجام میدهند و به چیزی غیر از آن یا به ذهنشان نمی رسد یا اینکه طوری تربیت یافته اند و به آنها گفته شده که هر چیزی که به شما گفته می شود فقط و فقط موظف به انجام آن هستید و بس....

شاید باورتان نشود موارد بسیار زیادی آدم برخورد می کند که انگار این مردم برنامه کامپیوتری دارند تازه شاید کامپیوتر بعضا برای مراحلی که کاربر نمی داند چی می خواهد به کاربر کمک کند ولی این آدمهای ساده و بی آلایش حتی در موارد ساده هم قادر به راهنمائی قانونی نیستند چه برسد به نشان دادن راه غیر قانونی .....

بعنوان مثال به یکی بیست سال پیش گفته اند که می خواهید بروید سر کار از ایستگاه A سوار می شوید و توی ایستگاه B پیاده می شوید این فرد مورد نظر ما توی این بیست سال اصلا به خودش زحمت نداده است که راه دیگری را امتحان کند. 

+ آنسوی مه در مالزی ; ٤:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

تراخدا برای خواندن این مطلب کمی وقت بگذارید

کشتن و خوردن حیوانات و آزمایش روی آنها در راه پیشرفت علم پزشکی کم نیست،
 
که حماقتهای مد پوشش هم اضافه بشه؟

اگر آریایی اصیل یا هندو نیستید که بطور سنتی به حقوق حیوانات احترام بگذارید، به صورت مدرن و آگاهانه  متوجه جنایت در حق حیوانات باشید، و به آن دامن نزنید.


با پوست تن حیوانات به یکدیگر فخر نفروشید
 

دیروز بعد از ظهر وقتی از شرکت واقع در میدان محسنی آمدم بیرون خانمی را دیدم که کیف دستی بزرگی همراه داشت از پوست حیوانات (خیلی جلوی خودم را گرفتم بدو بیراه نثارش نکنم) بنظر میرسید از همان دسته خانم هایی باشد که فخر و افاده از پوست سگ وگربه استفاده میکندامروز صبح که وارد شرکت شدم با تعجب از همان کیف دست یکی از همکارانم دیدم که وحشت بسیاری از حیوانات دارد (پس گویا این کیف ها اخیراوارد کشور شده و بشدت مورد توجه بانوان قرار گرفته است)!!!!   نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و به همکارم گفتم تو که گربه را آنطرف خیابان میبینی جیغ میزنی چرا از این کیف گنده ای که  به احتمال زیاد از موی همان گربه درست شده وحشت نمیکنی !!!!! خبر داری اگر در اروپا چنین کیفی بدست بگیری در خیابان راه بیافتی کلی فحش میشنوی و ممکنه کتک هم بخوری...

تماشای اشخاصی  که پالتو پوست یا چکمه پوستی و تازگیها کیف پوستی بدست میگیرند و آندسته از آقایان که پوست روباه بدبختی را پشت شیشه ماشین خود میگذارند حالم را دگرگون میکند!!!!   گویا هر آنچه استفاده آن در دنیای متمدن منسوخ میشود راهی کشورهای جهان سوم عقب افتاده (از جمله کشور گل و بلبل ما) میگردد. برای نمونه هیچ کس در دنیای متمدن پولش را بخاطر رفتن به شکنجه‌گاه حیوانات  (سیرک) بهدر نمیدهد چون تماشای  دوچرخه سواری خرس و کله معلق زدن فیل و چاچا رقصیدن سگ برایشان تفریح به حساب نمیاید.. تعداد کمی هم که هنوز به سیرک میروند  برای تماشای آکروبات باز های زیبای آنجاست  نه بازی کردن با غرور حیوانات حیات وحش .

اخیرا"  یکی از دوستان چند عکس نشانم داد که اول فکر کردم عکس ها در کشور چین یا کره گرفته شده... بعد با تعجب فهمیدم که نخیر عکس ها توسط خود ایشان  در جمعه بازار تهران محل فروش پوست حیوانات گرفته شده . همانطور که در عکس میبینید اینها بیشتر پوست سگ و گربه های بدبخت است.. سگ هائی که زندگی کردنشان در این کشور ممنوع و محکوم هستند به تیر باران شدن... ولی گویا پوشیدن پوست همان سگ نجس برای خانمهای ایرانی هیچ مانعی ندارد !!!

سالانه بیش از 50 میلیون حیوان ، از جمله : چین چیلا، روباه، مینک، خرگوش،  سمور ، راکون و دیگر حیوانات حیات وحش + ٢ میلیون سگ و گربه در مزارع تولید پوست در شرایط هولناک پرورش یافته و به طرق گوناگون کشته میشوند.  50%‌ پوست حیوانات در کشور چین تهیه و صادر میشود.
 درطول زمان  پرورش حیوانات در قفس های فلزی نگهداری شده و بدلیل نداشتن حق  زندگی و رفتار طبیعی  دچار استرس شدید روانی میگردند.

روش کشتار در مزارع تولید پوست :
 کشتن با برق جهت جلوگیری از آسیب  به پوست
 روباه ها بیشتر توسط برق کشته میشوند.   معمولا" با اتصال  یک الکترود به مقعد حیوان  و دیگری  در دهان حیوان و در نهایت وارد کردن 240 ولت برق.   حیوان فریاد میزند ...  میلرزد.... بدنش سفت و خشک میشود و دندانهایش بیرون میریزد.     اتصال برق بعنوان یک فلج کننده عمل میکند و حیوان بعد از گذشت حدود 5 دقیقه دچار حمله قلبی شده و میمیرد...
  
شکستن گردن حیوان
  برای کشتن حیوانات دارای جثه کوچک روش آسان و ارزان شکستن گردن استفاده میشود.  قاتل یک دست خود را دور گردن حیوان حلقه میکند و با دست دیگر قسمت پائین بدن حیوان را میگیرد و گردن را به شدت میپیچاند.  حیوان 5 دقیقه بعد از شکسته شدن گردن با زجر و درد فراوان میمیرد.
 
تزریق سم به حیوان  
 مزارع تولید پوست حق استفاده از سم  (سودیم پنتوباربیتال) را که برای از بین بردن بدون درد حیوانات خانگی توسط دامپزشکان استفاده میشود ندارند ، زیرا این سم از نظر قانونی تحت کنترل بوده و فقط در اختیار دامپزشکان و مراکز مجاز گذاشته میشود و از طرفی از نظر قیمت بسیار گران میباشد،  لذا برای از بین بردن حیوانات در مزارع  تهیه پوست استفاده نمیشود.  در این موارد برای از بین بردن  حیوانات با سم  از  سولفات منیزیم، هیدرات کلرال و سولفات نیکوتین (اغلب مخلوط شده با الکل) استفاده میشود که مرگی بسیار دردناک را بدنبال دارد.
 
کشتن با گاز :      
 استفاده از گاز دی اکسید کربن  و یا منوکسید کربن بیشتر برای کشتن مینکها (خزها).  گاز دی اکسید کربن  با غلظت 100%  حیوان را زود از بین میبرد ولی قبل از آن باعث  سوزش بسیار شدید و سوخته شدن دماغ حیوان میشود.   حیوان در اطاقک گاز دور خود میچرخد و سرش را برای دوری از گاز بالا نگه میدارد. محققین باین نتیجه رسیدهاند که به دلیل اینکه مینک
ها میتوانند نفس خود را بمدت طولانی نگهدارند استفاده از این گاز بسیار غیر انسانی میباشد. منوکسید کربن معمولا" از طریق اگزوز موتور تراکتور وارد اطاقک گاز میشود. این گاز باعث بیهوش شدن حیوان بعد از 40 ثانیه میشود، لذا معمولا" بعد از استشمام گاز پوستشان درحالیکه هنوز زنده هستند کنده میشود.

 

از آنجائیکه حیواناتی اسیر در اینگونه تله ها معمولا" زنده میمانند،  دام گذاران شیطان صفت از روش های زیر برای کشتن حیوانات  گرفتار شده در دام استفاده میکنند.
 خرد کردن سر حیوان با چماق و چوبدستی. 
 خفه کردن حیوان با طناب .
خفه کردن حیوان در آب.
شلیک تیر به مغز حیوان.
 بچه سیل های مظلوم و بیگناه نیز توسط شکارچیان با خرد کردن مغزشان توسط چماق کشته میشوند

از انسانهای واقعی درخواست میکنم این مطالب را به گوش دور و بریهای خود برسانند (دوستان و اقوام و...) باشد که دل بعضی به درد آید و بازار فروش پوست حیوانات در این مملکت بیش از این رونق نگیرد.

+ آنسوی مه در مالزی ; ٧:٢۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

ماهی قرمز نخرید

تجارت ماهی قرمز مدت هاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین شکل میگیرد تجارتی که محصول آن هیچ ریشه ای در تاریخ باستانی عید نوروز ایرانی ندارد .

۸۰ سال پیش به همراه ورودچای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی ست به سفره های هفت سین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها میکنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا همزمان با رشد سبزه های سفره هایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک تر کنیم .

جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی مان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد در میان رسوم زرتشتی در سفره عید انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها میشود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی ها می دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفت سین ندارد به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی های قرمز به بهانه عید، سیب قرمز یا انار را در آب رهامیکردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد .

هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی میمیرند. ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت سین، به خاطر هیچ و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتیکه ایرانی ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت سین ایرانی ست که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد .

عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت سین کمال الملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت سینش طراحی و نقاشی نکرده است .

ماهی قرمز در سفره هفت سین ایرانی جایی ندارد پس لطفاًماهی قرمز نخرید 

+ آنسوی مه در مالزی ; ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

برای تو

نمی دونم تا کی این نوشتنم می تونه آرومم کنه شاید هم آروم هستم ولی بتونه حرف های دلمو انتقال بده ؟....ولی هر چی یا هر چه می نویسم می بینم باز اون چیزیکه میخواستم بگم نگفتم یا ننوشتم.....

هی میگم ایندفعه دیگه میخوام بنویسم از اون چیزیکه داره از درون فریاد می زنه ...... ولی وقتی میگم می بینم که چقدر من قدرت سانسور کردن دارم بدون اینکه بفهمم دارم خودم رو سانسور می کنم .....

خود سانسوری چقدر مسخره است .....عین خود خفگی است....

+ آنسوی مه در مالزی ; ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

من خدای ام

آمد پسری که من رسول ام 

گفتم که برو که من خدای ام

+ آنسوی مه در مالزی ; ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

من به زمان نمی رسم

بچه که بودم همیشه توی مسابقه بین من و زمان من اول میشدم  و بیشتر اقات زیر سایه درختی با دختر همسایه مان مشغول بازی کردن می شدم  تا زمان به من برسد چون هیچ وقت از من نمی توانست جلو بزند .... طوریکه اغلب اوقات حوصلم را سر می برد از  اینکه  من منتظر می ماندم که او به من برسد و از زیادی وقت بازیهای تکراری می کردیم....... اما مدتی است زمان از من پیشی گرفته است که هرچه می دوم به آن نمی رسم و سرعت اش خیلی بیشتر شده است..... و بعضی وقت ها از شدت دویدن خسته می شوم و می ایستم اما فاصله او از من بیشتر و بیشتر می شود....

+ آنسوی مه در مالزی ; ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

افسوس هزاران افسوس زمین چقدر غریب است؟

بنا به خطر سقوط هواپیما در وسط بالای کوههای سر به فلک کشیده و پر از برف خلبان تنها رها شد .... هوا سرد و سوز باد وحشتناک ...هر طرف دره و کوه بلند ...نشانی از هیچ کس نیست ... چه غریب است آدم و چه تنهاست ... فریاد سر می اورد "آیا کسی به فریادم می رسد؟" جواب از کوه بر می آید: می رسد می رسد...اما کسی نیست که به کمکش بیاید....

هر صدائی که از آسمان به گوش می رسد شادی وجود ایشان را می گیرد که خلبان دیگری به کمک او می آید ..... هواپیمائی از بالای سر او رد می شود با سر و صدای غریبانه فریاد می کشد های های  من اینجا تنهام  کوه همراه با صدای رد شدن هواپیما جواب می دهد :هو هو تنهام تنهام .... او باز تنها می ماند

او در زمین بدنبال انسان است  که او را از این تنهائی نجات بخشد و به او معنا بخشد و زمین بی انسان برای او هیچ ارزشی ندارد اما ...

اما من در میان این همه انسان نه تنها ارزش آنان را نمی دانم بلکه دست به  ....

افسوس هزاران افسوس زمین چقدر غریب است ....؟

                                       رضا

+ آنسوی مه در مالزی ; ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

برام جالب بود به سلامتی اونائیکه این رو می خونند و هیچ نمی گویند

به سلامتیِ درخت
نه به خاطرِ میوه‌ش،
به خاطرِ سایه‌ش.
 

به سلامتیِ دیوار!
نه به خاطرِ بلندیش،

واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم رو خالی نمی‌کنه.

به سلامتیِ دریا!
نه به خاطرِ بزرگیش،

واسه یک‌رنگیش.

به سلامتیِ سایه
!
که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره
.
 

به سلامتیِ پرچم ایران!
که سه ‌رنگه


تخم‌مرغکه دورنگه

رفیقکه یه‌رنگه.
 

به سلامتیِ همه اونایی
 که
دوسشون داریم و نمی‌دونن،
دوسمون دارن و نمی‌دونیم.

به سلامتیِ نهنگ!
که گنده‌لات دریاست
.

به سلامتیِ ز نجیر!
نه به خاطر این‌که درازه،

به خاطر این‌که به هم پیوستس.

به سلامتیِ خیار
!
نه به خاطر «خ»ش،

فقط به خاطر «یار»ش.

به سلامتیِ شلغم!
نه به خاطر «شل»ش،

به خاطر
 «
غم»ش.

به سلامتیِ کرم خاکی!
نه به خاطر کرم‌بودنش،

به خاطر خاکی‌بودنش

به سلامتیِ پل عابر پیاده!
که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا
!


به سلامتیِ  برف!
که هم روش سفیده هم توش
.

به سلامتیِ رودخونه!
که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن
.

می‌خوریم به سلامتیِ گاو!
که نمی‌گه من،

می‌گه ما 

به سلامتیِ سرنوشت!
که نمی‌شه اونو از سر نوشت..

 

+ آنسوی مه در مالزی ; ٤:٢٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

دلا

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
بزیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد

درین بازار عطاران، مرو هر سو چو بی کاران

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

ترازو گر نداری پس تُرا، زو ره زند هر کس

یکی قلبی بیاراید، تو پنداری که زر دارد

ترا بر در نشاند او به طراری که می آید

تو منشین منتظر بر در، که آن خانه دو در دارد

بهر دیگی که می جوشد، میاور کاسه و منشین

که هر دیگی که می جوشد، درون چیزی دگر دارد

نه هر کلکی شکر دارد، نه هر زیری زبر دارد

نه هر چشمی نظر دارد، نه هر بحری گهر دارد

بنال ای بلبل دستان، ازیرا نالهٔ مستان

میان صخره و خارا اثر دارد، اثر دارد

به نُه سر گر نمی گُنجی، که اندر چشمهٔ سوزن

اگر رشته نمی گنجد، ازان باشد که سر دارد

چراغست این دل بیدار، بزیر دامنش می دار

ازین باد و هوا بگذر، هوایش شور و شر دارد

چو تو از باد بگذشتی، مقیم چشمهٔ گشتی

حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد

چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی

که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد

ممنون از دوست خوبم سعید نظیری مقدم از ساپکو که ما را با ارسال این شعر به دنیای محبت و صفا رهنمون کرد

+ آنسوی مه در مالزی ; ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

کانگ اکسی فاچا

گر تو از خاطره ها میگذری اسم ما را بنشان بر لب بوم

همه ما اسیر یک چیز هستیم اسیر "بودن" ...اسیر هر آنچه به ما تعلق ندارد شاید هم برای بعضی ها بدون آنکه بدانند ... نمی دانم .... فقط می دانم اگر به ما تعلق داشت ما نباید روزی آنرا وداع میگفتم و آن "زندگی" است و یا "دنیا".... مفهوم دنیا به اندازه عمر هر کسی است چون وقتی نیستی دیگه انگار هیچ چیز نیست ....

اینجا مالزی است بدلیل دارا بودن ملیت های مختلف ...جشن ها یکی پس از دیگری از راه میرسد و هنوز شادی و نور افشانی جشنی تمام نشده جشن و عید دیگری از راه میرسد ... جشن هندی ها ...بودائی ها ... عید قربان .... عید کریسمس .... عید هجری و حال نوبت چینی هاست ...هرکدام با رنگ مخصوص خودشان چهره شهر را تزئین میکنند .... رنگ چینی ها رنگ قرمز است  یعنی پرسپولیسی اینجا زندگی پیام آور شادی شده است یعنی اینجا زندگی بهانه است برای شادی نه شادی تزئین دهنده  زندگی ....فردا سال جدید چینی هاست (GONG XI FA CIA ) ( Р Äê   ¿ìÀÖµÄ )یعنی به زبان چینی سال نو مبارک ...این جشن بزرگترین جشن در مالزی است با وجود اینکه  ٢۵  درصد مردم مالزی چینی هستند امابیش از ٧٠ در صد امور تجاری در دستان چینی هاست و مردم مالزی اصل مسائل اسلامی را دنبال میکنند و بدلیل قانع بودن و اعتقاد به اینکه روزی رسان خداست با مسائل بیزینسی زیاد کاری ندارند....

چینی ها در اینجا یک هفته تعطیل هستند و عملا نزدیک به تمامی ادارات و سازمانها تعطیل می باشند.

ما هم ندید بدیدهای جشن فقط با دهن باز شاهد این جشن ها هستیم

+ آنسوی مه در مالزی ; ٦:٤٥ ‎ق.ظ ; جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

با الها

بارالها

برای همسایه ای که نان مرا ربود نان، 

برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی، 

برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش 

و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق  

میطلبم. 

دکتر علی شریعتی

+ آنسوی مه در مالزی ; ۳:٢۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش

(قابل توجه زوجها)

  این مطلب را که بخشی از یکی از نامه‌های نادر ابراهیمی به همسرش است دوستی که به ما لطف زیادی دارد برایمان فرستاده و توصیه کرده که همه زوج‌ها این نامه را چندین بار و نه به‌تنهایی که با هم و در کنار یکدیگر ‌ بخوانند. برای دوست عزیزمان آرزوی خوشبختی و همراهی همیشگی می‌کنیم و این نامه را به همه زوج‌های ایرانی تقدیم می‌کنیم.


همسفر!

در این راه طولانی که ما بی‌خبریم

و چون باد می‌گذرد

بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند

خواهش می‌کنم! مخواه که یکی شویم، مطلقا

مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد

مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم

یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را

و یک شیوه نگاه کردن را

مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه‌مان یکی و رویاهامان یکی.

هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بلکه دلیل توقف است

 

عزیز من!

دو نفر که عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق و یکی کافی است.

عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .

من از عشق زمینی حرف می‌زنم که ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.

 

عزیز من!

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد .

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.

بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید .

بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم ،اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.

بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل .

اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .

سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.

بیا بحث کنیم.

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

بیا کلنجار برویم .

اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.

بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا که حس می‌کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ کنیم.

من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم کنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.

بی‌آن‌که قصد تحقیر هم را داشته باشیم .

عزیز من! بیا متفاوت باشیم.

+ آنسوی مه در مالزی ; ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

رفتار غیراخلاقی دیپلمات عربستان سعودی

رفتار غیراخلاقی دیپلمات عربستان سعودی در ازبکستان واکنش رادیو "سنترال آسیا" را به همراه داشت.

به گزارش ایرنا، رادیو "سنترال آسیا" ازبکستان در گزارشی با عنوان "اوباشی های دیپلمات عرب" گفت: "اعلا نازی سعد" (دیپلمات سعودی) شب سال نو مسیحی با حضور در یک کلوب شبانه، پس از صرف مشروبات الکلی و از دست دادن کنترل خود به رفتارهای خلاف اخلاقی دست زد.

بنابر این گزارش این دیپلمات سعودی که به خاطر رفتار غیراخلاقی خود از کلوپ اخراج شده بود به هنگام خروج با یکی از خودروهای "پارک‌شده" تصادف کرد و در پی آن به مشاجره و کتک کاری با مالک خودروی تصادفی پرداخت و سپس از صحنه گریخت.

نویسنده این گزارش با بیان این ماجرا در پایان آورده است: "برای من جالب است که افرادی مانند "اعلا نازی سعد" در کشور خود مسلمان هستند، اما به محض خروج از کشورشان، مسلمانی را هم فراموش می کنند."

+ آنسوی مه در مالزی ; ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

جملات قصار ارزشمند از بزرگان و بخشی نیز از ذهن ناقص حقیر


انسان های بزرگ دو دل دارند: دلی که درد می کشد و پنهان است ، دلی که میخندد و آشکار است.
------------ --------- ---------
هیچ وقت نگو وقت نداری. به تو همان مقدار زمان داده شده که به هلن کلر ، لئوناردو داوینچی ، توماس جفرسون و آلبرت انیشتین.
------------ --------- ----
هیچ صیادی از جویی حقیر که به گودالی می ریزد مروارید ی صید نخواهد کرد.(فروغ فرخزاد)
------------ --------- --------- --------- -
همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد - جان لوییس
------------ --------- --
عشق مانند نواختن پیانو است. ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری، سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.
------------ --------- --------- --
هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست که متوجه شویم کسی که به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است.
------------ --------- -----
دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.     
 ‏(چارلی چاپلین) ‏  
------------ --------- ---
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود..
------------ --------- -----
عشق در لحظه پدید می آید. دوست داشتن در امتداد زمان. و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
------------ --------- ---
یکی از شاگردان سقراط وی را پرسید: زچه رو هرگزت اندوهگین ندیده ام؟ گفت از آن رو که چیزی را مالک نیستم که عدمش اندوهگینم کند.
------------ --------- -----
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود.
------------ --------- ---
زندگی هدیه خداست به تو، طرز زندگی کردن تو هدیه توست به خدا.
------------ --------- --------
انسانی که در نبرد زندگی می خندد قابل ستایش است.
------------ --------- --------- ----
دنیا دو روز است. آن روز که با تو نیست صبور باش وآن روز که با توست مغرور نباش زیرا هر دو پایان پذیر است.
------------ --------- --------- ---------
دلبستگی به دنیا به کوتاهی آن نمی ارزد.
------------ --------- ---------
اگر مفهوم واقعی بودن را بدانیم از نبودن نمی هراسیم
------------ --------- ---------
آهسته راه رفتن آنقدر خطرناک نیست که دویدن.
------------ --------- --------- 
 تبسم بدون اینکه دهنده اش را فقیر کند گیرنده اش را ثروتمند می کند

 

+ آنسوی مه در مالزی ; ٥:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

"سکوت سرشار از ناگفته هاست"

 

 
زنده یاد احمد شاملو -
دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من
.
.
برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند
گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است
.سخن بگوییم
.
.
گاه آنکه ما را به حقیقت می رساند
خود از آن عاریست
زیرا تنها حقیقت است که رهایی می بخشد
.
.
از بخت یاری ماست شاید که آنچه که می خواهیم
یا به دست نمی آید
یا از دست می گریزد
.
.
می خواهم آب شوم در گستره ی افق
آنجا که دریا به آخر می رسد
و آسمان آغاز می شود
می خواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یکی شوم
حس می کنم و می دانم
دست می سایم و می ترسم
باور می کنم و امیدوارم
!که هیچ چیز با آن به عناد بر نخیزد
.
.
چند بارامید بستی و دام برنهادی
تا دستی یاری دهنده
کلمه ای مهر آمیز
نوازشی یا گوشی شنوا به چنگ آری؟
چند بار دامت را تهی یافتی؟
.
.
از پای منشین
... آماده شو! که دیگر بار و دیگر بار دام باز گستری

پس از سفر های بسیار و
عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان خیز
بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم
بادبان برچینم
پارو وانهم
سکان رها کنم
به خلوت لنگرگاهت در آیم
و در کنارت پهلو بگیرم
آغوشت را بازیابم
... استواری امن زمین را زیر پای خویش
.
.
پنجه درافکنده ایم با دستهایمان
به جای رها شدن
سنگین سنگین بر دوش می کشیم
بار دیگران را
!به جای همراهی کردنشان
عشق ما نیازمند رهایی است نه تصاحب
... در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه
.
.
هر مرگ اشارتی است
به حیاتی دیگر
.
.
این همه پیچ
این همه گذر
این همه چراغ
این همه علامت
و همچنان استواری به وفادار ماندن به راهم
خودم
هدفم
!و به تو
وفایی که مرا و تو را به سوی هدف را می نماید
.
.
جویای راه خویش باش از این سان که منم
در تکاپوی انسان شدن
در میان راه دیدار می کنیم حقیقت را
آزادی را
خود را
در میان راه می بالد و به بار می نشیند
دوستی ای که توانمان می دهد
تا برای دیگران مأمنی باشیم و یاوری
این است راه ما
تو و من
.
.
در وجود هر کس رازی بزرگ نهان است
داستانی ، راهی ، بی راهه ای
طرح افکندن این راز
راز من و راز تو ، راز زندگی
پاداش بزرگ تلاشی پر حاصل است
.
.
بسیار وقت ها با یکدیگر از غم و شادیِِِ خویش سخن ساز می کنیم
اما در همه چیز رازی نیست
گاه به سخن گفتن از زخم ها نیازی نیست
سکوتِ ملاله ها از راز ما سخن تواند گفت
.
.
به تو نگاه می کنم و می دانم
تو تنها نیازمند یک نگاهی تا به تو دل دهد
آسوده خاطرت کند
بگشایدت تا به درآیی
من پا پس می کشم
و درِ نیم گشوده به روی تو بسته می شود
.
.
پیش از آنکه به تنهایی خود پناه برم
از دیگران شکوه آواز می کنم
!فریاد می کشم که ترکم گفتند
:چرا از خود نمی پرسم
کسی را دارم
که احساسم را
اندیشه و رویایم را
زندگی ام را با او قسمت کنم؟
!آغاز جدا سری شاید از دیگران نبود
.
.
بی اعتمادی دری است
خودستایی چفت و بست غرور است
و تهی دستی دیوار است و لولاست
زندانی را که در آن محبوس رآی خویشیم
دلتنگی مان را برای آزادی و دلخواه دیگران بودن
از رخنه هایش تنفس می کنیم
.
.
تو و من
توان آن را یافتیم تا بر گشاییم
تا خود را بگشاییم
.
.
بر آنچه دلخواه من است حمله نمی برم
خود را به تمامی بر آن می افکنم
اگر بر آنم تا دیگر بار و دیگر بار بر پای بتوانم خواست
!راهی به جز اینم نیست
.
.
.سکوتم سرشار از ناگفته هاست

+ آنسوی مه در مالزی ; ۳:۱٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست   این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست

آن  دختر  چشم  آبی و گیسوی  طلائی      طناز و سیه چشم چو معشوق یمن نیست

آن کشور نو آن وطن دانش و صنعت       هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست

در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان     لطفی است که در کلگری ونیز و پکن نیست

در دامن بحر و خزر و ساحل گیلان        موجی است که در ساحل دریای عدن نیست

در پیکر گلهای دلاویز شمیران        عطری است که در نافه آهوی ختن نیست

آواره ام و آواره و سرگشته و خسته و حیران      هر جا که روم هیچ کجا خانه من نیست

آوارگی و خانه بدوشی چه بلائی است     دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست

من بهر کی خوانم غزل سعدی و حافظ      در شهر غریبی که در او سهم سخن نیست

هر کس که زند طعنه به ایرانی و ایران      بیش و پک مغزش به سر و روح به تن نیست

پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران     لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست

هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ      چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست

این کوه بلند است ولی نیست دماوند     این رود چه زیباست ولی رود کجن نیست

این شهر عظیم است ولی شهر غریب است       این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

+ آنسوی مه در مالزی ; ٢:۱٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

خوشحالم خیلی خوشحالم

قشنگ ترین کامنت وبلاگم :

کامنت : سلام آقای مهتابی حالتون خوبه.ما علی و سحر .....  هستیم.دلمون واقعا برایتون تنگ شده .متاسفانه آدرس وبلاگتون را گم کرده بودیم . کجایید ببینید که یکی از نهال هایی که کاشته اید به بار نشسته و می خواد بره دانشگاه .آدرس وبلاگمون www.nezgoll.blogfa.com  .خوشحات میشم برامون پیغام بذارید و ما را خوشحال کنید . مالزی بهتون خوش بگذرد به خانواده سلام برسونید.خداحافظ

جواب : علی جان و سحر عزیزم کاش شما هم همان مقدار که خوشحالید از خوشحالی من هم خبر داشتید که چه لذتی دارد از کمترین زحمتی که کشیده ام ولی بزرگترین ثمره را برداشت کرده ام . داشتن فرزندانی چون شما بدون بدوش کشیدن سختی هایشان و شاهد موفقیت ها و قبول شدن آنها به دانشگاه باز بدون کمک کردن من ... وای خدای من آیا بزرگتر از این هدیه از طرف تو در زندگی برای من می توانست باشد ؟!

اگر پرونده زندگی من پایانی داشته باشد همین مرا بس که کسانی را دارم که همیشه به یاد من خواهند بود.

+ آنسوی مه در مالزی ; ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

حافظ جان

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند         گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت         با من راه نشین باده ء مستانه زدند
شکر آن را که میان من و او صلح افتاد         صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید         قرعه ء کار به نام من دیوانه زدند
آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع         آتش آنست که در خرمن پروانه زدند
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه         چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

 

+ آنسوی مه در مالزی ; ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

سه توصیه مهم برای ایرانیان عزیز

در ادامه گفتگو با سرکنسول سفارت ایران درمالزی (٣)

تعدادی از ایرانیان عزیز که ویزا ندارند وفقط از ویزای توریستی دارند استفاده میکنند برای Change Visa کردن که می خواهند از کشورمالزی خارج شوند و به یکی از کشورهای همسایه مثلا تایلند ، سنگاپور ویا اندونزی سفر کنند بدلیل ارزان بودن پروازهای AirAsia از این خطوط هواپیمائی استفاده می کنند که جدیدا به مسافران ایرانی توی فرودگاه حساس شده اند و ایرانی ها را به اتفاق جدا می کنند و جهت چک کردن مدارک  سوال هائی از این مسافران می کنند که با نداشتن یکی از موارد ذیل منجر به بازداشت و برگشت به ایران میشود:

1 - قبل از سفر حتما چک کنید که ویزای شما حداقل 6 ماه اعتبار داشته باشد حتی یک روز کمتراز 6 ماه  نباشد(این قانون مربوط به تمام کشورهای دنیاست).  

2- حتما حداقل 1000 دلارآمریکا یا 4 هزار رینگت پول مالزی همراه داشته باشید.

3- بلیط برگشت به ایران حداکثر یک هفته بعد از برگشت از کشوری که مسافرت میکنید باید همراه داشته باشید یعنی اگر مثلا به اندونزی سفر میکنید از تاریخ برگشت از اندونزی بلیط دیگری بمقصد ایران برای مدت یک هفته آینده باید داشته باشید و بعد از برگشت تاریخ بلیط ایران را می توانند تمدید کنند. 

نداشتن یکی از موارد ذکر شده باعث می گردد در اتاق Officer ساعتها بمانید و بعد از اینکه پرواز انجام می گردد شما  بازداشت می شوید و در اسرع وقت باید به ایران برگردید(این مسئله بارها برای هموطنان توی فروگاه مالزی پیش آمده و از ما کمک خواسته اند).

اگر دومین بار است که می خواهید Change Visa بکنید ترجیحا از پروازهای داخلی برای کشورهای همسایه که ذکر شد استفاده نکنید از پروازهای International استفاده کنید(هرچند هزینه این پروازها بالاست ولی مطمئن تراست).

در ضمن به هر دلیلی که منجر به سوال و جواب Officer می شوید از ضد و نقیض گوئی بپرهیزید که کوچکترین اشتباه در جواب دادن از مسافرت شما جلوگیری خواهد شد.

 

+ آنسوی مه در مالزی ; ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

ادامه گفتگو با سرکنسول سفارت ایران درمالزی

.....دنباله مطلب قبلی

وضعیت جرم های خیابانی: چیزیکه جدیدا خیلی شایع شده است کیف قاپی و مبایل قاپی است ایرانیانی که تاره به مالزی می آیند اغلب توی کیف شان پول زیادی است (بدلیل نداشتن کردیت کارت همان کارت اعتباری)و این برای کیف قاپ ها وسوسه انگیز است و این افراد تازه وارد غافل از کیف قاپ ها هستند و با کوچکترین غفلت مورد حمله سارقین قرار می گیرند که از میان این سارقین ازایرانی ها هم زیاد دیده شده است و این مسئله حیثیت ما را نزد پلیس مالزی خدشه دار نموده است حتی توی خیابان منتهی به سفارت بدلیل خلوت بودن زیاد این اتفاق می افتد.

افرادیکه ثبت شرکت میکنند: یکی از راههای گرفتن ویزا ثبت شرکت در مالزی می باشد و چون ایرانیان برای ارتباط با ارگان ها و سازمانهای مالزی مشکل زبان دارند اولین کاریکه میکنند سراغ افراد ایرانی و یا شرکت های ایرانی می روند که بدون تحقیق و بررسی اقدام به ثبت شرکت می کنند و موردی هست که شخص 150 میلیون تومان برای ثبت شرکت به یک ایرانی پرداخت نموده ولی بعد ایشان متواری شده است و شخص مذکور به سفارت ایران برای شکایت مراجعه نموده است که متاسفانه کاری نتوانسته پیش ببرد.

در ارتباط با قاچاق مواد مخدر:در کمتر از 4 هفته نزدیک به 20 نقر ایرانی به عنوان قاچاق مواد مخدر دستگیر شده اند که حکم همه آنان اعدام میباشد.

قابل ذکر است که اطلاعات و مشخصات (همراه با عکس) اکثر خلاف کاران یا کسانیکه از آنان شکایت شده است در سفارت ثبت شده است.

از زبان بنده :عدم آشنائی ایرانیان به قوانین مستاجری در مالزی: توی ایران اگر زودتر از موعد مقرر مستاجر بخواهد مورد اجاره را تخلیه نماید کافی است یک ماه جلوتر به مالک اطلاع داده و افدام به تخلیه نماید و پول پیش را پس بگیرد اما توی مالزی اینطور نیست اگر بخواهی زودتر تخلیه کنی اولا 2 ماه جلوتر باید مالک را کتبا مطلع کنی و بعد اجاره را تا آخرین برج را باید بپردازید بعد مالک می تواند پول Diposit را بعنوان جریمه بردارد ولی ایرانیان این مسئله را اغلب نمی دانند و زمان تخلیه مورد اجاره متضرر می شوند.

............. 

 بنده صرفا بدلیل اعتقاد به اینکه تک تک ما ایرانی ها در خارج از کشورمان نماینده 70 میلیون نفر ایرانی هستیم و هرگونه ارتکاب به خلاف در خارج باعث خدشه دارشدن  هویت و تمدن و فرهنگ ما ایرانی ها است اقدام به جمع آوری این مطالب و درج آن در وبلاگ می نمایم که کمکی به سایر هموطنان عزیز باشد و هیچ گونه مسئولیتی در ارتباط با این مطالب نداشته و ندارم.

+ آنسوی مه در مالزی ; ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

گفتگوئی با رئیس کنسولگری سفارت ایران در مالزی

امروز در خدمت جناب آقای کسری مهمانپرست (رئیس کنسولگری سفارت ایران در مالزی) بودم در این جلسه دوستانه که نزدیک به دو ساعت بطول انجامید در مورد پاره ای از مشکلات ایرانیان مقیم در مالزی صحبت و گفتگو بعمل آمد که در پایان بعد از کسب اجازه ازایشان جهت درج این گفتگو در وبلاگ ام برای آگاهی هموطنان عزیز به اطلاع می رسانم:

وضعیت دانشجویان: دانشجویان اغلب بدلیل نداشتن منبع صحیح اخذ اطلاعات  در مورد ثبت نام در موسسات و دانشگاههای مالزی و اخذ ویزا همچنین نداشتن منبع اطلاعات برای اجاره مسکن گرفتار گروهی از افراد سود جو و فرصت طلب از هموطنان دیگر می شوند و بعد از مدت کوتاهی برای استمداد و کمک به سفارت مراجعه می کنند و اغلب بدلیل مشکلات مالی دچار سردر گمی شده و تصمیم به برگشتن می کنند تعداد این افراد کم نیست.

در ارتباط با اجاره مسکن: چون در مالزی اجاره مسکن برای مدت کوتاه خیلی گران است و اکثرا برای مدت یک سال شرط اجاره می باشد و مبلغ Diposit یا همان بیعانه ای که ما در ایران داریم زودتر از موعد پس داده نمی شود دانشجویان بدون تحقیق منزل را از هم دیگر اجاره می کنند و گاها 4 یا 5 بار دست به دست می چرخد در زمان اتمام قرارداد با کلی بدهی و مشکلات نفر آخر دچار مشکلات شده و کار به پلیس کشیده می شود.

بدلیل مشکل اخذ ویزا که یا باید از طریق دانشجوئی  ویا باید از طریق سرمایه گذاری و کار مبادرت به اخذ ویزا نمود افرادی سودجو و فرصت طلب از هموطنان ادعای گرفتن ویزا در کمترین زمان ممکن و گاها صدور پاسپورت با کمترین مبلغ می نمایند که یا اقدام به صدور ویزای جعلی و پاسپورت قلابی نموده و یا بعد از پول گرفتن از شخص و مدتها سرگردان کردن شخص متواری می شوندکه پرونده تعدادی از آنان در سفارت نیز موجود است.

یکی از اشکالات ما ایرانیان این است که هم در دادن اطلاعات غلط به دیگران مهارت داریم و هم به راحتی  هر گونه حرف و اطلاعات دیگران را بدون بررسی فبول می کنیم و این در خارج از کشور به بزرگترین معضل تبدیل شده است اکثرا بعد از گرفتار شدن به دام  و افتادن به مشکلات عنوان می کنند که یک شخصی اینطور گفت و من هم گوش کردم....

افراد زیادی بدلیل توانائی مالی کم هنگام مهاجرت به خارج از کشور بعد از مدت کوتاهی که پولشان به پایان می رسد دست به کار های ناشایست یا رو به گمراه کردن تنها هموطنی هایش می برند چون به غیر از هموطنی خود افراد دیگری به این راحتی گول نمی خورند و در ضمن افراد تازه وارد به خارج بدلیل مشکل زبان تنها کسی که اعتماد می کند به هموطنی اش هست.

ایشان از زبان پلیس مالزی اعلام داشتند که بیشترین کلاهبرداری از ایرانیان توسط خود ایرانیان می باشد.

ادامه این مطلب دریادداشت بعدی خواهد آمد...

+ آنسوی مه در مالزی ; ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

I LOVE YOU IN MY HEART LIKE FIRST TIME

I LOVE YOU IN MY HEART LIKE FIRST TIME 
Where do I begin to tell the story
Of how great a love can be
The sweet love story that is older than the sea
The simple truth about the love you bring to me
Where do I start
With your first hello
you gave a meaning to this empty world of mine
There'd never be another love another time
you came into my life and made the living fine
you fill my heart, you fill my heart
With very special things
With angel songs, with wild imaginings
you fill my soul with so much love
That any where I go, I'm never lonely
With your along who could be lonely
I reach for your hand. It’s always there
How long does it last
Can love be measured by the hours in a day
I have no answers now but this much I can say
I know I'll need your until the stars all burn away
And you'll be there
How long does it last
Can love be measured by the hours in a day
I have no answers now but this much I can say
I know I'll need your until the stars all burn away
And you'll be there
                   
+ آنسوی مه در مالزی ; ٦:٥٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم
+ آنسوی مه در مالزی ; ٦:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

درس پنجم :


جک با عجله سوار اتومبیلش شد و راه افتاد. سرعتش تقریبا زیاد بود. باید سریع به فرودگاه می رسید.
در یکی از خیابان ها هنگام دور زدن، به خاطر سرعت زیادش نزدیک بود که با یک اتومبیل دیگر تصادف کند.
راننده ی آن اتومبیل فورا توقف کرد و با توقفش باعث شد که راه برای جک بسته شود و ناگزیر، وی هم متوقف شد. راننده ی آن اتومبیل سرش را از پنجره آورد بیرون و جک را با صدای بلند به باد ناسزا گرفت.
جک از او پوزش خواست اما آن راننده همینطور به ناسزاگویی و عصبانیت ادامه می داد، سپس از اتومبیلش پیاده شد و به سمت اتومبیل ار آمد و سرش را از پنجره داخل کرد و باز هم ناسزا گفت.
جک بار دیگر عذر خواهی کرد، اما راننده گفت که قصد دارد درسی به او بدهد!
جک سعی کرد که از درب سمت شاگرد پیاده شود و از او فاصله بگیرد. تصمیم داشت که با آن راننده کاری نداشته باشد مگر اینکه او وارد "دایره" وی بشود!
راننده با کمی فاصله از جک ایستاد و او را برانداز کرد.
جک گفت: "من به شما گفتم که متاسفم."
راننده گفت: "می خواهی زبانت را از دهانت بیرون بیاورم و در حلقومت فرو کنم؟!"
او به آرامی پرسید: "حال با این کار چه چیزی گیرت می آید؟! من تقریبا دو برابر سن تو را دارم و مجادله بین ما صحیح نیست."
راننده به آرامی شروع به نزدیک شدن کرد.
جک به بدنش یک تغییر مکان جزیی داد، به طوری که پای راستش را به آرامی پیش گذاشت و وزن بدنش را متمرکز کرد و دستانش را به صورت متقاطع روی سینه اش قرار داد، چنان که نوک انگشتان دست راستش، تماس اندکی با چانه اش داشتند. اوبه راننده خیره شده بود و بر تمامی بدنش کنترل داشت. یک حالت کلاسیک "آماده باش" به خود گرفته بود که به سرعت قادر به حرکت و واکنش باشد. ذهنش آرام بود و از تمامی قابلیت هایش برای رویارویی با هر اتفاقی مطمئن بود.
راننده با حالتی که کمتر حاکی از حالت تهاجمی بود گفت: "من مجبور بودم برای اینکه به شما برخورد نکنم، محکم ترمز کنم!"
جک حرفش را تصدیق کرده و گفت: "اشتباه از من بود."
راننده گفت: "بَعله که بود." همین را گفت و به سوی اتومبیلش حرکت کرد.

او از این بابت خوشحال بود. چرا که توانسته بود با نشان دادن رفتاری ملایم از خود، عصبانیت آن راننده را فرو بنشاند و این رفتار او باعث شده بود که راننده نخواهد با حمله به او چیزی را ثابت کند. در حقیقت، پیروزی ِ جک در اعتراف به باخت ِ او بود! شاید جالب باشد دانستن اینکه این جک یک استاد ماهر کونگ فو بود!

نتیجه اخلاقی : دستیابی به صد پیروزی در طی صد مبارزه مهارت خارق العاده ای نیست اما مغلوب ساختن حریف بدون کوچکترین مبارزه ی فیزیکی بالاترین مهارت هاست!

+ آنسوی مه در مالزی ; ٤:۱٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

درس چهارم:

درس چهارم :
خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به چندین متر آنطرف تر در درون بیشه زار کنار زمین شد.
خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. با کمال تعجب دبد که آن قورباغه حرف می زند!
قورباغه ی سخن گو رو به خانم کرد و گفت: اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد.
قورباغه به او گفت: نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت: خب. مشکلی ندارد.
آرزوی اول خود را گفت: من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه جواب داد: اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت: مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد از آن گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم.
قورباغه جواب داد: ولی در اینصورت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت: نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون هیچ چون و چرایی برآورده کرد.
خانم در طلب سومین آرزو گفت: می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!!!

نتیجه اخلاقی : خانم ها خیلی زیرک و مرموز هستند. پس سعی کنید هیچوقت باهاشون درگیر نشین!

+ آنسوی مه در مالزی ; ٦:۱٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

درس سوم:

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.
عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا ســــمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
داروساز گفت اگر ســــم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا ســــم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد.
هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا ســــم را از بدنش خارج کند.
داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم ســــم نبود بلکه ســــم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادرشوهرت از بین رفته است.

نتیجه اخلاقی : دل چو به مهر تو مصفا شود، دیگر از آن کینه سراغی مباد!

+ آنسوی مه در مالزی ; ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

درس دوم :


یک روز یک زن و مرد با ماشینا شون با هم تصادف ناجوری می کنن. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن ...

وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، راننده ی خانم بر میگرده میگه :
- آه چه جالب شما مرد هستید!
ببینید چه به روز ماشینامون اومده !
همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم!
این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!

مرد با هیجان پاسخ میده:
- اوه … "بله کاملا" … با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه !

بعد اون خانم زیبا ادامه میده و میگه :
- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملا داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه. مطمئنا خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن که می تونه شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم !

و بعد خانم زیبا با لوندی بطری رو به مرد میده.
مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حالیکه زیر چشمی اندام خانم زیبا رو دید می زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن.
زن هم با کمال خونسردی درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.

مرد می گه شما نمی نوشید؟!
زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب میگه :
- نه عزیزم، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم … !


نتیجه اخلاقی : آقایون عبرت بگیرید و بترسید از مکـر زنان!

+ آنسوی مه در مالزی ; ٧:۱٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

درس اول :

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند.
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.
باران شروع شد. قطراتی از باران روی دست پسر جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب باران روی من چکید.
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟!
مرد مسن در پاسخ گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند ...

نتیجه اخلاقی : قبل از تحلیل هر اتفاقی هرگز زود قضاوت نکن

+ آنسوی مه در مالزی ; ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

باز اخباری ناگوار از کشور آرام مالزی

دستگیری یک زوج قاچاقچی ایرانی در مالزی :

یک زوج ایرانی - مرد ۴٣ ساله - همراه همسرش- ٣۴ ساله - که مدت سه سال بود مدیر یکی از شرکت های ایرانی در مالزی بود از طریق کشور دوبی مبادرت به حمل و انتقال مواد مخدر می کرده که طی یک سال اخیر ۶ بار به مالزی سفر کرده است از این افراد دو چمدان حاوی ۴ کیلو موادد مخدر به ارزش ١ میلیون رینگیت مالزی (٣٠٠ میلیون تومان) کشف و ضبط شد. مقامات پلیس مالزی اعلام کردند این زوج بمدت یک هفته در بازداشت خواهند بود و بعد اعدام خواهند شد.

دست گیری ۵ ایرانی دیگربه اتهام تولید و قاچاق و پخش مواد مخدر در مالزی:

یک باند هفت نفره قاچاقچیان مواد مخدر که پنج نفر آنان ایرانی بودند دستگیر شدند قیمت محموله ها را ٢ ونیم میلیون رینگیت اعلام کرده اند طی یک عملیات پلیسی این افراد در دو مجتمع مسکونی دستگیر شدند که هزار قرص اسکتازی و ۵ قرص ارامین١٠ حدود ۴٨ کیلوگرم مواد اولیه قرص اسکتازی ۴.۶ لیتر مت آنفیتامین مایع و ٣.٣کیلوگرم مت آنفیتامین جامد کشف وضبط شد.

تمام افراد دستگیر شده بین ٢۵ تا ۴۵ سال سن داشته اند که مجازات اینگونه  افراد طبق ماده ٣٩B قانون مجازات مواد مخدر در مالزی اعدام می باشد.

متاسفانه طی هفته گدشته به طور بی سابقه ای اخبار مربوط به قاچاق مواد مخدر توسط ایرانی ها در مالزی منتشر شده است.

جهت اطلاع هموطنی های عزیز:در مالزی کشف کمترین مقدار مواد مخدر حکم اعدام دارد خواهشا هم بخاطر خودتان هم بخاطر ابروی ایرانی بودنمان رعایت کنید. 

+ آنسوی مه در مالزی ; ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

سوال مهشید خانم (از خوانندگان عزیز وبلاگ) و پاسخ به سوال ایشان

سوال(درقسمت کامنت یکی از بهترین خبر های عمرم):

 سلام خیلی خوشحال شدم .من هم پسری دارم سوم راهنمائی ولی اهل درس خوندن نیست اما برای خودش تحصیلات عالیه را پیش بینی میکنه میخوام بدونم شما چیکار کردین که اون به درس خوندن علاقمند شد و الان دانشجوی پزشکیه . خیلی برای من مهمه میخوام از تجربه شما استفاده کنم لطفا من را هم راهنمائی کنید.
از شما متشکرم 

پاسخ: روشن کردن دیدگاه دانش آموز نسبت به آینده خودش - گفتن اینکه توانائی تو و حق تو خیلی بیشتر از اینکه فکر می کنید هست... (مدام این مطلب را باید گوشزد کرد)... و
تصور کردن آینده و ایجاد تصویری از جایگاه خوب برای ایشان در آینده یعنی مدام به ایشان بگوئید که من وضعیت ترا دارم میبینم که به کجا رسیده اید.... و موفقیت های اندک اندک او را همیشه به ایشان تبریک بگوئید و بزرگ جلوه دهید نه اینکه بگوئید این موفقیت که برای تو چیزی نیست. 

+ آنسوی مه در مالزی ; ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

پرسیدم ... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

 با کمی مکث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ،

آخر .... ،

و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،

قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .

کوچک باش و عاشق ... که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را ..

بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد وادامه داد ... :

هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،

آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،

شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، که میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..

مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ... ،

مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی ..

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد :

زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،

فرقی نمیکند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ،

زلال که باشی ، آسمان در توست .

ناشناس

+ آنسوی مه در مالزی ; ۳:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

هرکسی به اندازه لیاقش از زندگی بهره مند می شود

هرکسی به اندازه لیاقتش از زندگی بهره مند می شود البته عکس این جمله درست نیست یعنی کسانیکه از زندگی کمتر بهره مند هستند، بی لیاقت نیستند، بلکه منظورم کسانی است که شرایط و توان بهره مند شدن از زندگی را دارند ولی بدلیل بی لیاقتی و بی کفایتی خود فرصت های خوب پیش آمده در زندگی را یکی پس از دیگری از دست می دهند و از بهره بردن از زندگی باز می مانند.

یکی از دوستان که علاقه زیادی برای خوب زیستن نشان میدادند، مدتی در کنار تیم ما بودند و فرصت بسیار خوبی برای ما خصوصا برای ایشان بود ولی بعد از تلاش بسیار متوجه شدیم که ایشان مشابه این فرصت خوب در زندگی را فراوان داشته ولی همیشه از دست داده اند باز بار دیگر این فرصت طلائی را از دست دادندبنابر این بهره مند شدن لیاقت می خواهد.

+ آنسوی مه در مالزی ; ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

تصاویر کاخ سفیدی که یک ایرانی به مزایده گذاشته

در این باره بیشتر بدانید

+ آنسوی مه در مالزی ; ٥:٤۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

راننده اتوبوس

 مایکل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می‌شدند و چند نفر هم سوار می‌شدند. در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه‌ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد.

او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: تام هیکل پولی نمی‌ده! و رفت و نشست.

مایکل که تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم دو باره همین اتفاق افتاد و مرد هیکلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد ...

این اتفاق که به کابوسی برای مایکل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می‌داد. بعد از مدتی مایکل دیگر نمی‌تواست این موضوع را تحمل کند و باید با او برخورد می‌کرد. اما چطوری از پس آن هیکل بر می‌آمد؟ بنابراین در چند کلاس بدنسازی، کاراته و جودو و .... ثبت نام کرد. در پایان تابستان، مایکل به اندازه کافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا کرده بود.

بنابراین روز بعدی که مرد هیکلی سوار اتوبوس شد و گفت: تام هیکل پولی نمی‌ده! مایکل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: برای چی؟

مرد هیکلی با چهره‌ای متعجب و ترسان گفت: چون تام هیکل کارت استفاده رایگان داره.

 نتیجه اخلاقی : پیش از اتخاذ هر اقدام و تلاشی برای حل مسائل، ابتدا مطمئن شوید که آیا اصلاً مسئله‌ای وجود دارد یا خیر.

+ آنسوی مه در مالزی ; ۳:۱٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

 

 To fall in love

عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره


To be part of a team.
عضو یک تیم باشی


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !


To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

 

 

 

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه کردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.

 

 

+ آنسوی مه در مالزی ; ٤:٥۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

یک ایرانی مستقر در آمریکا ،کاخ سفید را به مزایده گذاشته است

ازاین خبر تعجب نکنید زیرا کاخ سفید مزایده گذاشته شده خانه یک ایرانی است که براساس طرحی از کاخ سفید ساخته شده است .
این خانه زیبا که توسط یک ایرانی به نام فِرد میلانی ساخته شده عمری کمتر از 7سال دارد .

در طراحی خانه مذکور اکثر راهروها و اتاقهای کاخ سفید در ابعادی کوچکتر طراحی و ساخته شده است.

درخانه آقای میلانی اتاق رئیس جمهور آمریکا نیز با تمام مشخصات ظاهری اش وجود دارد که به خود او اختصاص دارد .

قیمت پیشنهادی این ایرانی آمریکایی تبار برای فروش این خانه ۹.۸۸۰.۰۰۰ دلار است .

گزارش البرز حاکی است هنوز کاخ سفید که محل سکونت رئیسان جمهور ایالات متحده است به این کار واکنشی نشان نداده هرچند به نظر نمی رسد کپی برداری در نقشه یک ساختمان مورد اعتراض قرار گیرد مگر آنکه طراحان و یا مالکان بناها با ثبت نقشه آن اثر به عنوان مالکیت معنوی ادعاهیی درباره آن مطرح کنند.

+ آنسوی مه در مالزی ; ٧:٠۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

چند جمله قصار از دفتر ذهنم...

من دنیا را زمانی کامل می دانم که همه در آن شاد باشند و از آن لذت ببرند ورنه دنیائی ما ناقص است.

من درستی را زندگی میدانم غیر آن را زالوی زندگی است.

زدست دیده و دل همه نالند و من  گویم که این دو گنجینه رازند.

تو مرا دوست بداری یا نداری من ترا همیشه دوست خواهم داشت و این شیرینی زندگی من است.

اگر در زندگی من دلی یا دلهائی برای من بتپند بهتر از ثروت دنیای من است که دلی یا دلهائی برای آن ثروت بتپند.

من خودم را هیچ می دانم اگر کسی هیچ تر از من نباشد.

من خودم را عاقل نمی دانم اگر کسی نادانتر از من نباشد چه بسا بیشمارند نادانان..   

در آخر اینکه :

      بدانی چی می خواهی و هیچ نداشته باشی بهتر از آنست که همه چیز داشته باشی و ندانی چه می خواهی.                                                                       رضا

+ آنسوی مه در مالزی ; ٧:۳٩ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

در صد وضعیت اقامت ایرانیان مقیم در مالزی

نزدیک به یک سال و نیم است که در مالزی مقیم هستم و بدلیل ارتباطاتم با ایرانیان در صد موفقیت ایرانیان چه در مستقر شدن برای زندگی چه پیدا کردن شغل وتحصیل می توانم به صورت زیر دسته بندی کنم شاید این مقدار اندک اطلاعات کمکی برای هموطنانیکه قصد آمدن به مالزی دارند باشد.

از ١٠٠% کسانیکه به مالزی به قصد اقامت یا تحصیل سفر می کنند:

١) ۴٠% بدلیل شناخت نداشتن از محیط و هزینه های زندگی همان روزهای اول بر می گردند.(این بخش از افراد تحت تاثیر اطلاعات اغراق آمیز و غلط سایر افراد قرار میگیرند و یا افرادی که در تورگردان ها و یا ثبت شرکت ها هستند بدلیل منافع شغلی شان این افراد را تشویق به آمدن به مالزی می کنند)

٢) ٢٠% بعنوان دانشجو توی دانشگاهها یا موسسات زبان ثبت نام میکنند که ١۵% از این افراد بدلیل نا آگاهی از مشکلات هزینه های تحصیل ومشکل بودن نوع تحصیل درمقایسه بادانشگاههای ایران( Selfstudyبودن دانشگاهها) درطول مدت ترم اول یا ترم دوم به ایران باز می گردند وفقط ۵% منجر به تحصیل می شوند.(البته بخشی از این افراد قصد ادامه تحضیل نداشته بلکه به نیت گرفتن ویزای اقامت که آسان ترین ممکن اخذ ویزا است اقدام نموده و بعد از مدت کوتاه بخاطر هزینه های کلان پشیمان شده و تصمیم به برگشتن می گیرند)

٣) ٣٠% بدلیل مواجه شدن با مشکل پیدا نکردن کار و یا عدم موفقیت در شرکت یا کاری که شروع کرده است بعد از چند ماه (حداکثر ۵ یا ۶ ماه) بعد از کلی هزینه کردن ها تصمیم به برگشتن می گیرند.

۴)فقط ١۵% از کسانیکه به مالزی می آیند منجر به اقامت و موفقیت در کار و تحصیل می شود.( که حدودن ۵% شامل تحصیل و ١٠% شامل موفقیت در کار می باشد. )

نتیجه : از هر ١٠٠ نفرکه به قصد اقامت به مالزی سفر میکنند  فقط ١۵ نفر منجر به اقامت بیش از یکسال وموفق در کارو تحصیل در مالزی می شوند.

از تمامی هموطنانیکه قصد آمدن به مالزی دارند این مسائل و مشکلات را در نظر گرفته و بعد اقدام به این امر بکنند.

+ آنسوی مه در مالزی ; ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

میرن آدمها

میرن آدمها از اونا فقط خاطرهاشون بجا میمونه

کجاست اون خونه کجاست اون کوچه .....

کجاست کوچه ای که بوی عطر گل یاس اش تو بودی

کجاست اون صدای نا آشنای اش که می خوند

         " یا مولا دلم نتگ امده "

حالا که نیست

دل ما

کو

ت

+ آنسوی مه در مالزی ; ٧:٤٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

آیا میدانید...!؟

آیا میدانید زرتشت یعنی ستاره زرین!
آیا میدانید قطر شاهرگ گردن ۶ میلیمتر میباشد
آیا میدانید ناخن انگشت میانی سریعتر از دیگر انگشتها رشد میکند
آیا میدانید نروژ سومین کشور صادر کننده نفت میباشد
آیا میدانید با برداشتن تخمدانها عمر بیمار بطور متوسط ۸ سال کمتر میشود
آیا میدانید اسکنر ۴۸ سال پیش اختراع شده است
آیا میدانید ۱۰۰ سال پیش پزشکان آمریکایی میگفتند زنانی که باهوش هستند باردار نمی شوند
آیا میدانید ستاره دریایی فاقد مغز میباشد
آیا میدانید سالانه ۵۰۰۰ کارگر در معادن چین جان خود را از دست میدهند
آیا میدانید مروارید درون سرکه ذوب میگردد
آیا میدانید ارزش مادی تمام عناصر بدن انسان کمتر از ۱۰۰۰ تومان است.
آیا میدانید ساعت اتمی ساخته اند که در ۴۰۰ میلیون سال یک ثانیه هم تغییر نمی کند
آیا میدانید بال زدن یک پروانه هم زمین را تکان میدهد
آیا میدانید ما مغزمان رو کنترل میکنیم یا مغزمان ما را؟
آیا میدانید ۲۰۰ میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از انها است
آیا میدانید یک قطره اب دارای ۱۰۰ میلیارد اتم است
آیا میدانید ایران به ۲۰ کشور تسلیهات نظامی صادر میکند
آیا میدانید ۸۰ ٪ موجودات دنیا را حشرات تشکیل داده اند
آیا میدانید تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است
آیا میدانید روباه همه چیز را خاکستری می بیند
آیا میدانید گربه قادر نیست مزه شیرین را تشخیص دهد
آیا میدانید یک گرم سم مار کبری می تواند ۱۵۰ نفر را بکشد
آیا میدانید حس چشایی نوعی پروانه بزرگ ۱۳ هزار بار دقیق تر از انسان است
آیا میدانید لاما شتر بدون کوهانی است که به هنگام عصبانیت بر صورت طرف مقابل تف می اندازد.
آیا میدانید قلب گنجشک ۱۰۰ بار در دقیقه می تپد. گنجشک ها روی زمین می پرند..
آیا میدانید فیل تنها حیوانی است که می تواند ایستادن روی سر و گردن را یاد بگیرد.
آیا میدانید یک موش کور ۱۴ سانتی می تواند در یک شب تونلی به طول ۹۱/۴ متر حفر کند.
آیا میدانید مرغ ها برای تخمگزاری احتیاجی به خروس ندارند. خروس فقط برای بارور کردن تخم است
آیا میدانید کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ هزار برابر وزن خود غذا می خورند.
آیا میدانید دارکوب ها قادرند ۲۰ بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند
آیا میدانید زمان گردش سیاره عطارد بدور خود ۲ برابر زمان گردش آن بدور خورشید میباشد
آیا میدانید ۹۰ ٪ سم مارها از پروتئین تشکیل یافته است
آیا میدانید قلب میگو ها در سر آنها قرار دارد
آیا میدانید گونه ای از خرگوش قادر است ۱۲ ساعت پس از تولد جفت گیری کند
آیا میدانید سطح شهر مکزیک سالانه ۲۵ سانتیمتر نشست میکند
آیا میدانید موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند
آیا میدانید بیشترین سرعت که انسان دست یافته ۴۰,۰۰۰ کیلومتربا سفینه آپالو ۱۰ است
آیا میدانید چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است
آیا میدانید موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند
آیا میدانید کبد انسان در ۳۰۰ تا ۵۰۰ روز نو میشود، یعنی اینکه از سلولهای جدیدی برخوردار میشود
آیا میدانید درازترین دم به سوسمار آبهای شور تعلق دارد که درازای آن به ۳ متر میرسد
آیا میدانید قدمت خالکوبی به بیش از ۵۰۰۰ سال میرسد
آیا میدانید اغلب مارها دارای ۶ ردیف دندان میباشند
آیا میدانید شمپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها نمیتوانند
آیا میدانید قلب والها تنها ۹ بار در دقیقه میتپد
آیا میدانید درازترین جانور یک نوع کرم خاکی است که درازای آن به بیش ۵۵ متر میرسد
آیا میدانید اولین کلیسای ساخت بشر یعنی کلیسای پطرس مقدس در انطاکیه ترکیه میباشد
آیا میدانید تقریبا ۶۵ ٪ وزن انسان را اکسیژن تشکیل میدهد.
آیا میدانید رشد تعداد ماشینها در جهان ۳ برابر رشد جمعیت انسانهاست.
آیا میدانید وزیر دفاع اسراییل و ریس حزب کارگر آن ایرانی الاصل میباشند.
آیا میدانید ایران زمان شاه دارای ورزیده ترین خلبانان دنیا بود و تیم اکرو جتش حرف اول را در دنیا میزد
آیا میدانید بیشترین آمار طلاق در جهان متعلق به ایران است
آیا میدانید کوکا کولا در اصل سبز رنگ است
آیا میدانید اسم قاره ها با همان حرفی که آغاز میشود پایان میابد
آیا میدانید شما نمیتوانید با حبس نفستان خود کشی کنید
آیا میدانید محال است آرنج دستتان را بلیسید
آیا میدانید خوک‌ها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند
آیا میدانید فندک قبل ازکبریت اختراع شد
آیا میدانید بیشتر سر دردهای معمولی از کم نوشیدن اب است
آیا میدانید زکریای رازی به غیر از الکل کاشف گوگرد هم هست
آیا میدانید رکورد ضربه زدن به توپ پیگ پنگ در مدت زمان ۶۰ ثانیه ۱۷۳ ضربه است
آیا میدانید مهمترین عامل افزایش طول عمر داشتن تناسب اندام به همراه وزنی مناسب است
آیا میدانید ۷۰ در صد جمعیت ایران زیر ۳۰ سال سن دارند و ایران جوانترین جمعیت دنیا را دارد
آیا میدانید خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد
آیا میدانید برای جلو گیری از جوانه زدن سیب زمینی درون سبد ان یک عدد سیب قرار دهید
آیا میدانید اب دریا دارای طلاست و این مقدار در حدود ۴ گرم در هر میلیون تن اب است
آیا میدانید یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن ۲۲۰۰ انسان را دارد
آیا میدانید ۳۵۰ هزار نوع کفش دوزک در جهان وجود دارد
آیا میدانید وال برای شکار از صدای بسیار بلندی که دارد استفاده میکند و طعمه را فلج یا میکشد
آیا میدانید سریعترین قطار دنیا سرعت ۵۸۱ کلیومتر دارد، این نوع قطارها در ژاپن وجود دارند
آیا میدانید چشم انسان حدود ۱۳۵ میلیون سلول بینایی دارد
آیا میدانید مراسم مومیایی کردن در مصر باستان ۷۰ روز به طول میانجامید
آیا میدانید صدایی بلندتر از زمانیکه سفینه ایی به فضا پرتاب میشود در جهان وجود ندارد
آیا میدانید در قدیم ارزش نمک بیش از طلا بوده ، از نمک برای نگهداری غذا استفاده میشده است
آیا میدانید شکستگی استخوان ناشی از پوکی استخوان در زنان دو برابر مردان است
آیا میدانید در حدود ۹۷٪ از زنان چینی فاسد می باشند.
آیا میدانید توماس ادیسون از تاریکی وحشت داشت.
آیا میدانید چشم شتر مرغ از مغزش بزرگتر است.
آیا میدانید الفبای مردم هاوایی ۱۲ حرف دارد.
آیا میدانید مورچه ها نمیخوابد.
آیا میدانید اسکندر و ژولیوس سزار صرع داشتند
آیا میدانید ادامس توسط یک فرمانده جنگی اختراع شد.
آیا میدانید کد کشور روسیه ۰۰۷ است.
آیا میدانید ارتفاع برج ایفل در سرما و گرما بر اثر انقباض وانبساط ۱۶ ساتنی متر تغییر میکند.
آیا میدانید عقرب میتواند سه سال بدون غذا زندگی کند
آیا میدانید یک سوسک حمام می‌تواند ۹ روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.
آیا میدانید یک کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون در بیاورد.
آیا میدانید حلزون می‌تواند ۳ سال بخوابد.
آیا میدانید به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ!
آیا میدانید خطوط هوایی آمریکا با کم کردن ۱ زیتون از سالاد هر مسافر توانست ۴۰,۰۰۰$ جمع کند.
آیا میدانید ملت آمریکا بطور میانگین روزانه ۷۳,۰۰۰ متر مربع پیتزا می‌خورند.
آیا میدانید بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد میشوند که در سن ۲ تا ۶ سالگی ظاهر می‌شوند.
آیا میدانید پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.
آیا میدانید گربه‌‌ها می‌توانند ۱۰۰ صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگ‌ها کمتر از ۱۰
آیا میدانید کوبیدن سر به دیوار ۱۵۰ کالری در ساعت مصرف می‌کند.
آیا میدانید نزدیکترین ستاره به ما ۱ سال نوری فاصله دارد
آیا میدانید انسان برای اولین بار در ۱۷۸۳ پرواز را تجربه کرد و توانست ۸ کیلومتر با بالن پرواز کند
آیا میدانید ۱۵۰ میلیون سال پیش امریکایی ج از افریقایی ج از نظر جغرافیایی جدا شده است
آیا میدانید جمیعت جهان تا ۵۰ سال آینده از مرز ۹ میلیارد نفر خواهد گذشت
آیا میدانید گرمترین سیاره زهره می باشد این سیاره درجه حرارت ثابتی دارد که ۴۶۲ می باشد
آیا میدانید عمر خورشید ۵ میلیارد سال می باشد
آیا میدانید عمر کهکشان راه شیری ۱۰ میلیارد سال می باشد
آیا میدانید نقره ۱۰۰ ها بار از مواد ضد عفونی قوی تر است و ۶۵۰ نوع میکروب را از بین می برد
آیا میدانید مساحت کره زمین ۵۱۵ میلیون کیلومتر است
آیا میدانید کهکشان راه شیری بیش از ۱۰۰ ملیون ستاره دارد
آیا میدانید حنجره زرافه تار صوتی ندارد و گنگ است
آیا میدانید تنها غذائی که فاسد نمی شود عسل است
آیا میدانید پلک زدن زنان ۲ برار پلک زدن مردان است
آیا میدانید قدیمترین بنا در شمال توکیو است ۵۰ هزار سال قدمت دارد
آیا میدانید روزانه ۱۴,۰۰۰ نفر به بیماری ایدز مبتلا می شوند
آیا میدانید مقاوم تریم ماهیچه در بدن زبان است
آیا میدانید لایه پوستی که آرنج دست را پوشیده هر ۱۰ روز یکبار عوض میشود
آیا میدانید در هر قطره آب ۳۳ میلیارد الکترون وجود دارد
آیا میدانید مرغ با شنیدن موسیقی بزرگترین تخم را میگـــذارد
آیا میدانید مورچه کارگر تا ۵ سال و مورچه ملکه تا ۲۵ سال عمر میکند
آیا میدانید زنبور عسل ۲ معده دارد یکی برای جمع آوری عسل و دیگری برای هضم غذا
آیا میدانید مورچه نسبت به بدن اش بزرگترین مغز را دارد
آیا میدانید جنین انسان بعد از ۱۷ هفته می تواند خواب هم ببیند یا ۴ ماه!
آیا میدانید گربه و سگ ۵ نوع گروه خون دارند در حالیکه انسان ۴ نوع گروه خون دارد
آیا میدانید ۱۳۰۰ تا از کره زمین در سیاره مشتری جای میگیرد
آیا میدانید در شیلی صحرایی وجود دارد که هزاران سال میشود در آن باران نباریده
آیا میدانید خرگوش و طوطی تنها حیواناتی اند که بدون برگشتن به عقب پشت سر خود را ببینند
آیا میدانید طول قد هر انسان سالم برابر ۸ وجب دست خود اوست
آیا میدانید شبکه چشم انسان ۱۳۵ میلیون سلول دارد که مسولیت تشخیص رنگها را بر عهده دارند
آیا میدانید بدن انسان ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد
آیا میدانید تنها موجودای که میتواند به پشت بخوابد انسان است
آیا میدانید چشم سالم انسان میتواند ۱۰ ملیون رنگ مختلف را ببیند و از هم دیگر جدا نماید
آیا میدانید همه نوزادان میگو نر میشوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل میشوند
آیا میدانید افرادی که در اثر گزندگی زنبور میمیرند بیش از افرادی استند که در اثر مار گزدگی میمیرند
آیا میدانید حس بویایی خرس تقریباً ۱۰۰ برابر قوی تر از حس بویایی انسان است
آیا میدانید عریض ترین آبشار جهان خن است عرضی ۱۱ کیلو متر و ارتفاع بین ۱۶ تا ۲۱ متر دارد
آیا میدانید بدن انسان قادر است در ظرف ۱ ساعت ۲ لیتر عرق تولد کند
آیا میدانید با چشم غیر مجهز به تلسکوب می توان ۶ هزار ستاره را در آسمان مشاهده کرد
آیا میدانید کشور تایوان از نظر موقیعت جغرافیائی در خطرناکترین نقطعه جهان قرار دارد
آیا میدانید در جهان فقط ۷ هزار ببر وجود دارد
آیا میدانید تشکیل و تولد سیاره ای مشابه زمین حداقل به ۳ میلیون سال نیاز دارد
آیا میدانید برای فرار از جاذبه زمین به سرعت ۱۱ کلیومتر در ثانیه نیاز است
آیا میدانید ظروف پلاستیکی ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه و فرسودگی مقاوم اند
آیا میدانید آب گرم زودتر از آب سرد یخ میزند
آیا میدانید از یک درخت معمولی می توان ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلو کاغذ تولید کرد
آیا میدانید آهن فلزی است که بیشتر از دیگر فلزات در جهان مصرف دارد
آیا میدانید مغز بیشتر انرژی را در بدن مصرف میکنند به همین دلیل هم از سایر نقاط بدن گرمتر است
آیا میدانید انجیر خشک کرده ۶ برابر انجیر تازه مقوی تر است
آیا میدانید سالانه ۸۶ ملیون نفر به جمعیت جهان اضافه می شود
آیا میدانید با پیشرفت علم هنوز برای دانشمندان ساختن عسل کشف نشده است
آیا میدانید ۹۰%مردم در نیمکره شمالی زندگی میکنند
آیا میدانید درخت خرما نر هرگز بار نمی آورد
آیا میدانید پروتین تخم مرغ بیشتر از شیر و گوشت است
آیا میدانید سرکه قدیمیترین تیزابی است که توسط مصریان در حدود ۳ هزار سال قبل کشف شد
آیا میدانید در دنیا از هر ۵ نفر ۴ نفر موهایش تیره میباشد
آیا میدانید خرس کوالا هرگز آب نمی‌نوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین می‌کند
آیا میدانید دریاچه بایکال کهنسالترین دریاچه دنیا است ، قدمت آن به ۷۰ میلیون سال میرسد
آیا میدانید مساحت خیلج فارس ۲۴۰ هزار کیلومتر مربع میباشد
آیا میدانید اولـیـن تــمـاس تـلفـنی ایـران سـال ۱۲۸۵ خـورشـیـدی در تـهـران برقرار شد
آیا میدانید نوعی کوسه دارای ۳۵۰۰ دندان می بـــاشد که از هیچ یک از آنها استفاده نمیکند
آیا میدانید بـدن انـســان برای حفظ تعادل خود در حـال ایستادن از ۳۰۰ عضله استفاده میکند
آیا میدانید سرعت سریعترین حلزون ۲.۳ میلیمتر در ثانیه میباشد یعنی ۱ کیلومتر در ۵ شبانه و روز
آیا میدانید چـگـالـی زمـیـن از سیارات دیـگر منظومه شمسی بیشتر است
آیا میدانید هر فرد هنـگام غــذا خوردن بطور مـتـوسط ۲۹۵ بار عمل بلعیدن را انجام می دهد
آیا میدانید خواب کمتر از ۶ ساعت و بیشتر از ۸ خطر ابتلا به دیابت را افزایش میدهد
آیا میدانید خطر ابتلا به آنفلوانزای مرغی ۱ بر ۱۰۰ میلیون میباشد
آیا میدانید که دروان حاملگی کرگدن نیز به ۴۹۰ روز است
آیا میدانید پستانداران بغیر از انسان و میمون، رنگها را بدرستی تشخیص نمیدهند
آیا میدانید مونالیزا فاقد ابرو میباشد زیرا در دوران رنسانس تراشیدن ابرو مد بوده است
آیا میدانید تقریبا نیمی از کل نشریات جهان در دو کشور آمریکا و کانادا منتشر میگردند
آیا میدانید نوشابه های زرد رنگ زیان بارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند
آیا میدانید شش چپ اندکی از شش راست کوچکتر تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید
آیا میدانید هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی میباشد
آیا میدانید مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر میباشد
آیا میدانید جمعیت میمونهای هند بالغ بر ۵۰ میلیون می باشد
آیا میدانید تعداد چشمان عقربها به ۱۲ عدد میرسد
آیا میدانید اثر سیب در بیـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـیشـتر از قـهــوه و کافئین است
آیا میدانید فاصله سطح کره زمـیـن تـا مـرکز آن حدود ۶۳۷۰ کیلومتر است
آیا میدانید اغلب ماتیکها حاوی فلسهای ماهی میباشند
آیا میدانید دارچین بسیار کشنده است اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود باعث مرگ میشود
آیا میدانید فقط یک نفر از ۱ میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر می‌کند.
آیا میدانید عمومی ترین نام در دنیا محمد است.
آیا میدانید بلندترین زن دنیا ۲.۳۶ سانتی متر قد دارد
آیا میدانید طولانی ترین لباس عروس دنیا به طول ۱۰ متر است
آیا میدانید روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است.
آیا میدانید جلیقه ضد گلوله ، ضد آتش ، برف‌پاک‌کن شیشه و چاپگرهای لیزری را زنان اختراع کردند
آیا میدانید تمامی خرس‌های قطبی چپ ‌دست هستند
آیا میدانید فیلها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند
آیا میدانید بطور متوسط ، مردم آنقدر از عنکبوتها میترسند که نمیتوانند آنها را بکشند
آیا میدانید مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود سقوط میکند
آیا میدانید صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد
آیا میدانید استفاده از هدفون در هر ساعت باکتریهای موجود در گوش را تا ۷۰۰ برابر افزایش میدهد
آیا میدانید نظیر اثرانگشت ، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است
آیا میدانید زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک می‌زنند.
آیا میدانید انسان‌های راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند.
آیا میدانید لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد.
آیا میدانید درآمد مایکل جوردن از کمپانی نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانی است.
آیا میدانید هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی‌شود.
آیا میدانید مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می‌افتند.
آیا میدانید هر انسانی در طول زندگی‌اش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب می‌خورد.
آیا میدانید گربه ماهی بیش از ۲۷,۰۰۰ عضو چشایی دارد.
آیا میدانید کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوخت فقط ۱.۵ متر حرکت می‌کند
آیا میدانید هر آمریکایی به طور میانگین ۲ کارت اعتباری دارد.
آیا میدانید حشراتی مانند مورچه و زنیور و هم دیکتاتوری دارند
آیا میدانید اگر اکسیژن هوا بیشتر بود حشرات بزرگتر و یک سنجاقک به اندازه یک شاهین میشد
آیا میدانید سریع ترین جت دنیا دارای سرعت ۳۶۰۰ کیلو متر است
آیا میدانید طول همه ریشه های یک نیشکر ۲۰ کیلومتر است
آیا میدانید ملکه میوه ها جوز هندی است
آیا میدانید وزن ۱ قاشق چایخوری از سیاه چاله ها ۲ میلیارد تن است
آیا میدانید وزن خورشید ۲ میلیارد میلیارد میلیارد تن است
آیا میدانید نعره یک نوع شیر تا ۳ کیلومتری شنیده میشود
آیا میدانید چشم جغد ۸۰ بار از چشم انسان قوی تر است
آیا میدانید ۵۰ ٪ جمعیت جهان هیچگاه در طول حیات خود از تلفن استفاده نکرده است
آیا میدانید مورچه در مایکروویو زنده میماند
آیا میدانید دود سیگار موجود در محیط بیشتر از مواد قندى در پوسیدگی دندان کودکان نقش دارد
آیا میدانید پروانه ها، چشم های مرکب دارند که تعداد آنها گاهی به ۱۸ هزار می رسد
آیا میدانید یک نوع پشه وجود دارد که در ثانیه ۱۰۰۰ بار بال میزند
آیا میدانید نمک از ۵ هزار سال پیش در سفره ما انسانها بوده است
آیا میدانید قانون تبدیل ماده به انرژی انشتین چیست >> انرژی = جرم ضرب در مجذور سرعت نور
آیا میدانید کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد
آیا میدانید اگر در ۱ سال هیچ مگسی نمیرد حجم مگسهای متولد شده با حجم زمین برابر میشود
آیا میدانید تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی بلدند، بیشتر است
آیا میدانید وزن کوه یخی متوسط الحجم ۲۰ میلیون تن است
آیا میدانید که در تهران روزانه ۲۷ نفر به خاطر الودگی هوا جان خود را از دست می دهند.
آیا میدانید قدمت انرژی تاریک در فضا به ۹ میلیارد سال میرسد
آیا میدانید انسان سالانه بیش از ۱۰ میلیون مرتبه پلک می زند
آیا میدانید ناخن‌های انگشتان دست، تقریبا چهار برابر ناخن‌های پا رشد می‌کنند
آیا میدانید دلفین‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب یک چشمشان را باز می‌گذارند
آیا میدانید مغز انسان ۲ ٪ از وزن بدن است ولی ۲۵% اکسیژن دریافتی را به تنهایی مصرف میکند
آیا میدانید بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب می باشد.
آیا میدانید که یک چهارم خاک روسیه در سال پوشیده از برف است
آیا میدانید ابررسانا موادی که می‌تواند در حرارت پایین جریان را بدون مقاومت از خود عبور دهند
آیا میدانید ظروف پلاستیکی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه و فساد مقاومند.
آیا میدانید موش دو پای افریقائی از میدان دیدی برابر ۳۶۰ درجه برخوردار است.
آیا میدانید زمان بارداری فیل به ۲ سال می رسد.
آیا میدانید بیشترین ضربان قلب را قناریها با ۱۰۰۰ بار در دقیقه دارد

+ آنسوی مه در مالزی ; ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

من با توام

تو اگه بدونی دونستن اندازه دوستت داشتن من چقدره هیچ وفت فکرت ازم دور نمی شه من هم اگه می دونستم اندازه فکر تو برای من چقدر هیچ وقت فکر تو از یادم نمی ره

+ آنسوی مه در مالزی ; ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

دنیای ما

کوچه پس کوچه های شهر ما بوی نفس های توست می دانم هرگز توی کوچه ام دیگر ترا نخواهم دید و کوچه ام را نیز ...اما صدای تو همیشه در کوچه پس کوچه های خاطرات ذهنم هست این کوچه ها را هر روز می بینم و ترا نیز... 

آن صدای مهربانی ترا هیچ دیگر با این گوش هایم نخواهم شنید و نگاه با معنایت را نیز...اما صدای دلنشین ترا با آهنگ درونم می شنوم و مهربانی نگاهت را نیز....

کی و در کدام دنیا می توانم دستان پر مهرت را در آن کوچه پر از اضطراب و نگرانی دیگر بار لمس کنم؟

کی و در کدام آئین می توانم کتاب عشق را همراه دنیای پر از خاطرات بنویسم و دیگر بار به قلبم هدیه دهم؟

شاید دیر نیست من برای رسیدن به تو بایددر بسترم بیارامم و یاد تو نیز...

+ آنسوی مه در مالزی ; ٧:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

جملات قصار آنسوی مه

١- به دیگران فرصت بدهیم تا اشتباهات خود را جبران کنند تا اینکه از دیگران فرصت جبران اشتباهمان را بخواهیم.
٢- گدای عشق و محبت نباشیم بلکه خود سرچشمه عشق و محبت باشیم.
٣- خواندن کتاب وجودمان را به کسی توصیه نکنیم اما طوری رفتار کنیم که دیگران درخواست کنند تا این کتاب را برایشان بخوانیم
۴- با آرامش به زندگی نگاه کنیم بهتر است که بخواهیم فقط به زندگی آرامش دهیم.
۵- ارزش هر نوع اندیشه به از ارزش پول است.
۶- وقتی ذهنمان را با پول احاطه کنیم ذهنمان هرگز رشد نخواهد کرد اما اگر پولمان را با ذهن احاطه کنیم هر دو رشد خواهدکرد.
٧- میزان احترام به خود از میزان احترام به دیگران بدست می آید.
٨-  آدمها را آنطور که هستند سعی کنیم بپذیریم نه انطور که  که خودمان دوست داریم.
٩- به نفع ماست بیشتر از آنکه تاثیر گذار باشیم تاثیر پذیر باشیم بشرط آنکه طرف مقابل کاملتر از ما باشد
١٠- مسلما تمامی لحظه ها آنطور که دلمان میخواهد پیش نخواهد رفت اما می توانیم دلمان را برای پذیرش هر نوع لحظه ای مهیا کنیم.

                                                                                             رضا (آنسوی مه)

+ آنسوی مه در مالزی ; ۱:٥۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

این هم از آبرو ریزی ما

یک ایرانی که بطور غیر قانونی لباس پلیس مالزی بر تن کرده بود واز مردم و از توریست ها کلاه برداری می کرد در کولالامپور پایتخت مالزی دستگیر شد.

 سه نفر ایرانی در فرودگاه کولالامپور در حین حمل مواد مخدر که در بسته های کوچک بلیعده  و در معده خود جاسازی نموده بودند و به ارزش ٣ میلیون  دلار بوده است دستگیر شدند.

 و خبر دیگر اینکه دستگیری هشت زن و دو مرد ایرانی که با سوء استفاده از حسن ظن پلیس اندونزی نسبت به بانوان محجبه ایرانی در حال حمل مواد مخدری به ارزش 2.4 میلیون دلار در فرودگاه اندونزی بودند سوژه رسانه ها شد.(اندونزی یکی ازکشورهای  همسایه دولت مالزی که اغلب ایرانی های مقیم مالزی برای تفریح به این کشور سفر میکنند)

بازداشت پنج ایرانی دیگر به جرم حمل ۴٧ کیلو قاچاق مواد مخدر  در خود مالزی

در فاصله زمانی کمتر از ١٠ روز چهار مورد خلاف بزرگ توسط ایرانیان !!؟؟؟

در قانون کشور مالزی داشتن مواد مخدر به هر اندازه ای که باشد جکم اعدام دارد و به مقدار آن ربطی ندارد.

یک مقدار اعتباری هم که در نزد مردم مالزی و دولت مالزی داشتیم آنرا هم داریم از بین می بریم.

+ آنسوی مه در مالزی ; ٦:٠٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

Without You

No I can't forget this evening or your face as you were leaving
But I guess that's just the way the story goes
You always smile, but in your eyes
Your sorrow shows

Yes, it shows
No I can't forget tomorrow
When I think of all my sorrow
When I had you there but then I let you go
And now it's only fair that I should let you know
What you should know
I can't live
If living is without you


I can't live
I can't give anymore


I can't live
If living is without you


I can't live
I can't give anymore


Well, I can't forget this evening or your
face as you were leaving
But I guess that's just the way the story goes
You always smile
But in your eyes
Your sorrow shows
Yes, it shows

 

+ آنسوی مه در مالزی ; ٧:٠٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()